۱۴۰۴ فروردین ۶, چهارشنبه

بیانیه مشترک2 شخصیت آزربایجانی درباره رویداد اخیر ارومیه

 حسن شریعتمداری – رضا مریدی

بیانیه مشترک درباره وقایع اخیر ارومیه

هموطنان عزیز:
در ایام نوروزی ، دو حادثه ناگوار در شهر ارومیه اتفاق افتاد که موجب نگرانی ایران دوستان قرار گرفت.
>ابتدا کردها که در طی چند دهه اخیر درصد قابل توجهی از ساکنان شهر ارومیه را تشکیل می‌دهند، با اخذ مجوز حکومتی از تهران، اقدام به برگزاری جشن نوروز می‌کنند و در جریان این جشن با سردادن شعار«ارومیه کردستان است»، عملا این جشن را تبدیل به یک میتینگ سیاسی می‌‌نمایند. متاسفانه در طی چند دهه اخیر بعضی محافل سیاسی ، اجتماعی و هنری کرد، این شعار و شعار «استان ارومیه» (به‌جای استان آذربایجان غربی) را سعی نموده‌اند در اذهان مردم رسوخ دهند که طبعا مردم ارومیه را نگران کرده‌است. در طی این مدت مردم ارومیه با سکوت از کنار این شعار ها گذشته‌اند.
 >چند روز پس از مراسم نوروزی فوق، در جریان مراسم دولتی ایام قدر، عامه مردم از فرصت استفاده کرده و در یک راهپیمائی وسیع شرکت کردند و به شعار « ارومیه کردستان» عکس‌العمل نشان دادند.
 >آیا کردها و ترک‌ها برایشان سوال برانگیز نبود که چرا وچه کسانی می‌خواهند در این موقع حساس، آن‌ها را به‌جان هم بیاندازند؟. چرا به کردها برای مراسم نوروزی در ارومیه ناگهان از تهران مجوز برگزاری داده می‌شود؟ مراسمی که همیشه با مزاحمت حکومت روبرو است. در مورد ترک‌ها هم این سوال مطرح است که از کی این حکومت یار و غم خوار آنان گشته‌است؟ آیا در شان آن‌ها بود که شعارهای خود را تحت لوای چماقداران ولایت و چوب‌ها و چماق‌های یک قد و اندازه آن‌ها نشان بدهند؟ آیا متاسفانه هر دو طرف خود را آلت دست این حاکمیت قرار نداده اند؟ حاکمیتی که در همه زمینه‌ها شکست خورده، این‌جا نیز شکست خواهد خورد و در اجرای مقاصد خود موفق نخواهد بود؟
هموطنان:
غرب آذربایجان گلستانی است از مردمان ترک، کرد، آسوری، ارمنی و کلیمی. این مردمان قرن‌ها در کنار هم زیسته‌اند و در چهارچوب ایران واحد و با توجه به حقوق شهروندی باز هم در آینده به زندگی مسالمت‌آمیز در کنار هم ادامه خواهند داد. ملی گرایان افراطی از هر طرف، و رژیم جمهوری اسلامی که پس از ایجاد تشنج در خارج از کشور، هم اکنون به ایجاد تشنج در خطه آذربایجان مشغول است، باید بدانند که تیر آنان به سنگ خواهد خورد و در یک حکومت دموکراتیک و آزاد، و با توجه به حقوق شهروندی ترک و کرد باز هم قرن‌ها در کنار هم با مسالمت زندگی خواهند کرد.
>حسن شریعتمداری – رضا مریدی
پنجم فروردین ماه ۱۴۰۴- 25مارس 2025  

*لینک منبع  https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=64850   

۱۴۰۳ اسفند ۷, سه‌شنبه

حقوق بشر توسط خودکامه‌ها وجنگ‌ طلبان خفه می‌شود

دبیرکل سازمان ملل: حقوق بشر توسط مستبدان وجنگ‌طلبان درحال خفه شدن است

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، اعلام کرد که حقوق بشر درسراسر جهان درحال “خفه شدن” است و از صداهای تفرقه‌افکن وخشمگین که حقوق بشر را مانعی دربرابر جاه‌طلبی‌هایشان برای قدرت و سود می‌بینند، انتقاد کرد.

گوترش در سخنرانی خود در شورای حقوق بشر، جنگ تمام‌عیار روسیه علیه اوکراین را که روز دوشنبه سومین سالگرد آن بود، محکوم کرد، خواستار برقراری آتش‌بس دائمی میان مبارزان فلسطینی و اسرائیل شد و بر لزوم احترام به تمامیت ارضی جمهوری دموکراتیک کنگو تأکید کرد.

وی ضمن تکرار بسیاری از نگرانی‌های خود درباره درگیری‌ها و تغییرات اقلیمی، اعلام کرد که پیشنهادهای جدیدی را به شورای امنیت ارائه خواهد داد تا ثبات و امنیت بیشتری برای مردم هائیتی به ارمغان بیاورد. این کشور شاهد استقرار یک مأموریت پشتیبانی امنیتی چندملیتی بوده است.

گوترش جهانی را توصیف کرد که در آن حقوق بشر “درمحاصره و زیر ضربات شدید” جنگ‌طلبان، یک “سیستم مالی جهانی ورشکسته ازنظر اخلاقی” که سود را بر حفاظت از سیاره ترجیح می‌دهد، سوءاستفاده‌کنندگان ازهوش مصنوعی برای آسیب رساندن به مردم، و رهبرانی که مهاجران را شیطان‌نمایی می‌کنند یا حقوق زنان را محدود می‌سازند، قرار دارد.

وی تأکید کرد که حقوق بشر “توسط مستبدانی که مخالفان را سرکوب می‌کنند، زیرا از آنچه مردم واقعاً توانمند می‌توانند انجام دهند هراس دارند، و همچنین توسط صداهای تفرقه‌افکن و خشمگینی که حقوق بشر را نه به عنوان نعمتی برای بشریت، بلکه به عنوان مانعی دربرابر قدرت، سود وکنترلی که به دنبال آن هستند، می‌بینند، در حال خفه شدن است.”

سه هفته پیش، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، اعلام کرد که ایالات متحده از شورای حقوق بشر خارج می‌شود، اگرچه دولت بایدن پیشتر تصمیم گرفته بود که آمریکا پس از پایان آخرین دوره سه‌ساله عضویتش درپایان سال گذشته، برای کرسی جدیدی در این نهاد ۴۷ عضوی نامزد نشود.

شورای حقوق بشر سالانه سه نشست برگزار می‌کند وجلسه‌ای که روز دوشنبه آغاز شد، قرار است تا چهارم آوریل ادامه داشته باشد.

https://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/more/119395/

چهل وپنجمین سالروز ارسال نامه پدر داغدیده ای ازترکمن صحرا به رئیس جمهور

نامه یک پدر داغ دیده از خواجه نفس درغرب ترکمنصحرا که فرزندش زنده یاد حکیم شهنازی استاد دانشگاه آزاد گنبد درمنزل شخصی اش درشهر گنبد کاووس بتاریخ 24بهمن 1358 از جانب افراد مسلح نا شناسی با رگبار ژ-3 وحشیانه بقتل رسید.

نامه  داخل مطلبی که بیاد جان با ختگان تورکمن با عنوان نه فراموش می کنیم، نه می بخشیم، چنین جا گرفته

 نامه پدر داغ ديده (عبدالرحمن شهنازی) به رئيس جمهور بني صدر: «... روز چهارشنبه مورّخ 24 بهمن 58 ودرششمين روز وقايع خونين گنبد, پسرم عبدالحكيم شهنازی، استاد دانشگاه آزاد گنبد، را كه تك و تنها وبا همسايه مريض وسال خورده اش كه كاملاً بی دفاع درخانه اش مانده بود و نتوانسته بودند شهر را ترك كنند، در درون خانه اش با رگبار ژـ3... ترور واثاثيه قيمتي سبك او را به غارت برده وخانه اش را تفتيش و به هم ريخته اند... مقتول جوانی 29ساله وبا 17سال تحصيل، به درجه استادی دانشگاه آزاد گنبد مفتخر و به كار تدريس و تحقيق و تفحّص وامور مربوط به حرفه خود سرگرم و اخلاقاً از هرگونه درگيری به دور بوده وبا افكاری انساني و خوی و خصلت مردمی به همه يكسان بود واز راه هايی كه موجب نفاق وعداوت در اجتماع ميشد، به سختي مُنزَجِر و معذّب بود، زيرا با تربيتي صحيح و درخانواده یی موحّد و مسلمان بارآمده بود، ولي با همه خصائل انساني وعلمي، ناجوانمردانه به خون پاكش آغشته، و دولت جنابعالي را همچون دولتهای... به استاد دانشگاه كشی آلوده ساخته اند. ماتَرَكِ (=اِرثيه) استاد شهيد ناكام، دهها جلد كتاب علمی، صَبيّة (دختر) سه ساله يتيم و زن جوان بيوه شده و پدر و مادری داغدار وهزاران نفر بستگان ماتم زده، به دست ژـ3 به دستان ... است وبس. (7 اسفند 1358)%  منبع  @aateshsu

 لینک منبع درفیسبوک

https://www.facebook.com/rahim.ajanly/posts/pfbid029D1xjUJHDnnvpiu7UKChseWTZBiZNap9DUW1T6Zfuh83b8vYAVk8rR3JVbsKKxizl

*برگرفته شد از داخل مطلبی که بیاد جان با ختگان تورکمن با عنوان نه فراموش می کنیم، نه می بخشیم  در 16فوریه 2025- بهمن 1403 در صفحه فیسبوک رحیم عجانلی نشر شد https://www.facebook.com/rahim.ajanly    

۱۴۰۳ اسفند ۲, پنجشنبه

گرامی باد 21 فوریه روز جهانی زبان مادری

 اشاره: مطلب بسیار جالب زیر را آقای علی مرادی مراغه ای بمناسبت 21 فوریه روجهانی زبان مادری سال 2025 نوشتند.   

درباره کتاب مادرم (آنامین کتابی)

۲۱ فوریه برابر با ۳ اسفند روز جهانی زبان مادری نامیده شده از طرف یونسکو.

برای این روز، هیچ نوشته ای بهتر از این ندیدم که به «کتاب مادرم» نوشته فاخر و سمبلیک جلیل محمدقلی‌زاده پرداخته، شرحی در حد این صفحه برآن بنویسم.

جلیل محمدقلی‌زاده بارها درکاریکاتورهای مجله ملانصرالدین درستایش و دفاع از زبان مادری پرداخته است مانند این کاریکاتور. اما «کتاب مادرم» که احتمالا در ۱۹۱۹م یعنی اندکی قبل از سرازیر شدن ارتش سرخ به آذربایجان نوشته شده از همه آثار مربوط به زبان مادری، مهمتر است.

کتابی سمبلیک و تراژیک که به از دست رفتن و بیگانگی با زبان مادری می پردازد، کتابی بغایت مهم، جذاب، کمیک و در عین حال تراژیک و دردناک.

 کسانی که درهر کجای جهان دغدغه زبان مادری دارند اگر این کتاب را می شناختند آنرا جزو کتابهای بالینی خود قرار می دادند. تنها کافی است نام کشورها را عوض بکنند...!

♦️دراین اثر یعنی «کتاب مادرم» مادری بنام زهرا دارای سه پسر و یک دختر است سه پسرش تحصیلکرده سه کشور مختلف هستند که اینک با مادر خود بیگانه شده و دیگر نمی توانند با او ارتباط برقرار کنند!

پسر اولش، رستم بی است: تحصیلکرده روسیه، طرز رفتار روسی، لباس روسی پوشیده و شیفته فرهنگ روسیه و مشغول نوشتن واژه نامه روسی و نشسته بر صندلی. 

>پسر دومش، میرزا محمدعلی است: شیفته ایران با لباس ایرانی، کلاه و همیشه تسبیح بدست، تحصیلکرده نجف و سوادش مثلا دعاهای مربوط به خسوف و کسوف و چهار زانو نشسته بر روی تشکچه...!

>پسر سوم صمد واحد است: تحصیلکرده استانبول با لباس و شیفته فرهنگ عثمانی، شاعر و مشغول قافیه و عروض و فاعلاتن فعلات فاعلن...!

ویک خواهری زیبا بنام گلبهار دارند که چشم و چراغ مادراست.

♦️دراین اثر، به میزانی که رفتارهای سه پسر کمیک است احوال مادر تراژیک است.

مادر سرگردان در میان سه پسرش بوده که هر کدام ساز خود را می زنند.

 مادر و پسرانش دیگر زبان همدیگر را نمی دانند. سه برادر نه تنها با مادر بلکه نسبت به همدیگر نیز بیگانه شده و مدام درگیری و پرخاش و به تمسخر همدیگر می پردازند.

وقتی مادر میخواهد دخترش را شوهر دهد هر کدام از برادرانش تلاش می کنند خواهرشان با تبعه کشوری ازدواج کنند که خودش شبیه و تحصیلکرده آن کشورند!

یک چوپانی بنام قنبر که ماست و پنیر آورده و مادر تنها زبان آن چوپان را می فهمد چون از گذشته و سنت می آید!

♦️آن چسبی که باید کل این آدمها را به همدیگر پیوند دهد همان «کتاب مادر» یعنی تمثیلی از زبان مادری است که یادگار خانوادگی و بازمانده از دوران پدر مرحومشان است.

 مادر مدام این کتاب عزیز یعنی زبان مادری را در دست دارد چون ریشه مشترک پسرانش بوده و پدرشان در آن کتاب، تاریخ تولد فرزندان را نوشته یعنی آن عنصر ریشه ای و مرکزی که می تواند خانواده و پسران را دوباره به همدیگر جوش دهد و از جدایی اعضای خانواده ممانعت کند. پس، مادر مدام آنرا در دست گرفته پیش هر کدام از پسرانش می برد و التماس می کند که آنرا بخوانند چون معتقد است آن کتاب آنها را باهم آشتی خواهد داد و باعث خواهد شد زبان همدیگر را بفهمند.

 اما پسران آنرا دور می اندازند چون هر کدام، کتابهای خاص خودشان را دارند و مشغول خواندن آنها هستند!

♦️چون پسران کتاب مادر را نمی خوانند و هر کدام کتابهای خود را می خوانند پس، اختلافشان بالا می گیرد، باهم درگیر شده و با قهر خانه را ترک می کنند.

 مادر دست به دامن آنها شده تا نگذارد خانه را ترک کنند اما موفق نمی گردد!

اواخر نمایشنامه، پسران خانه را ترک کرده حمالانی می فرستند تا کتابهایشان را به آنها برسانند. مادر تنها مانده و از پا افتاده در حالیکه کتاب خودش را بر سینه فشرده در حال احتضار است!

تنها دخترش گلبهار و آن چوپان(قنبر) در کنارش مانده که از چوپانی و از گوسفندان گفته بر نی اش می دمد تا بلکه حال مادر مریض خوب شود...

 ♦️مادر می میرد اما قبل از مرگ، آن کتاب را به دخترش گلبهار داده وصیت میکند که آنرا بر برادرانش بخواند تا دیگر باهم دعوا نکنند.

برادران هر کدام حمالانی فرستاده اند تا کتابهایشان را ببرند اما گلبهار حمالان را دست خالی بیرون کرده کتابهای هر سه برادر را پاره و به آتش می سپارد.

 هنگامیکه برادران خودشان برای بردن کتابهایشان برمیگردند، گلبهار صفحاتی از کتاب مادر را برایشان می خواند:

 این صفحات مربوط به روزهای تولد آنها بوده که پدرشان قبل از مرگ آنها را نوشته است...

◀️لینک فیلم نمایشنامه«کتاب مادرم» به زبان ترکی را اینجا می گذارم، توصیه می کنم کسانی که در اقصی نقاط عالم دغدغه زبان مادری دارند این شاهکار را ببینند.

این نمایشنامه درمحکومیتِ مخصوصا تحصیلکردگانی است که ادعای روشنفکری و دمکراسی دارند اما اساسی ترین حق یک انسان را نادیده می گیرند:

حق زبان مادری... 

⏹️لینک کانال تلگرامی:  @Ali_Moradi_maragheie

*برگرفته از: گروه واتساپی آزربایجان فورومی

۱۴۰۳ بهمن ۲۰, شنبه

پاکسازی قومی چیست وبا نسل‌کشی چه تفاوتی دارد؟

بی‌بی‌سی 8فوریه 2025 گزارشی ازتام سنتورلی: طرح پیشنهادی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در این مورد که ایالات متحده می‌تواند غزه را «در اختیار بگیرد» و جمعیت آن را اسکان مجدد دهد، باعث اتهام برنامه‌ریزی برای پاکسازی قومی شده و سازمان ملل، رهبران کشورهای عرب و دیگر کشورها و گروه‌های حقوق بشر آن را محکوم کرده‌اند.

رئیس جمهوری آمریکا در جریان نشست خبری مشترک با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که عصر سه‌شنبه در کاخ سفید برگزار شد این طرح را عنوان کرد.

اگرچه آقای نتانیاهو گفته است که نظر رئیس جمهوری آمریکا «قابل بررسی است» حسام زکی، دستیار دبیرکل اتحادیه عرب، به بی‌بی‌سی گفت که آواره شدن دو میلیون نفر به منزله «جنایت علیه بشریت» خواهد بود.

او اظهار داشت که طرح آقای ترامپ «به منزله پاکسازی قومی و انتقال اجباری یک جمعیت غیرنظامی به خارج از سرزمین آنان است و چگونه می‌توان تصور کرد که همه آن فلسطینیان سرافرازی که چند روز پیش و با برقراری آتش‌بس با شتاب به سوی خانه‌هایشان باز می‌گشتند با میل و رغبت حاضر شوند از منطقه خودشان بیرون بروند؟»

اما آیا پیشنهاد مبهم ترامپ در این مورد که او آن را با عنوان اسکان مجدد جمعیت «در جوامع بسیار امن‌تر و زیباتر، با خانه‌های جدید و مدرن» مطرح کرده واقعا مصداق پاکسازی قومی است؟ و پاکسازی قومی چه تفاوتی با نسل‌کشی دارد؟

مطالب پیشنهادی

سازمان ملل: اسرائیل احتمالا در بمباران غزه بارها قوانین جنگ را نقض کرده است

سازمان بهداشت جهانی: طی بزرگترین عملیات امدادی صد بیمار را از غزه به امارات متحده منتقل کردیم

چرا ترامپ می‌خواهد کنترل غزه را در دست بگیرد و آیا می‌تواند این کار را انجام دهد؟

پرونده «نسل‌کشی» آفریقای جنوبی علیه اسرائیل؛ در دیوان بین‌المللی دادگستری چه گذشت؟

«پاکسازی قومی» چیست؟

به طور کلی، پاکسازی قومی به معنی اخراج یک گروه خاص از یک منطقه خاص است. این اقدام می‌تواند از طریق اخراج یا جابجایی اجباری صورت گیرد به نحوی که در پایان کار، ساکنان باقیمانده در منطقه جغرافیایی مورد نظر از نظر نژادی یا قومی همگن باشند.

به گفته پروفسور جورج آندریوپولوس، موسس مرکز حقوق بشر بین‌المللی در کالج جان جی در نیویورک، این مفهوم فقط شامل جابجایی نیست، بلکه مستلزم «حذف تمام آثار فیزیکی گروه هدف از طریق تخریب بناهای تاریخی، گورستان‌ها و عبادتگاه‌های آنان است.»

این اصطلاح برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ و در جریان درگیری‌های قومی منجر به فروپاشی جمهوری فدرال یوگسلاوی عنوان شد. سیاستمداران و رسانه‌ها از آن برای توصیف رفتار وحشیانه با مسلمانان بوسنیایی در بوسنی و هرزگوین، با صرب‌ها در منطقه کرایینا در کرواسی و با قوم آلبانیایی در کوزوو و بعدا با صرب‌ها در همان منطقه استفاده کردند.

در سال ۲۰۱۷ نیز زید رعد الحسین، رئیس سابق نهاد حقوق بشر سازمان ملل متحد، اقدام دولت میانمار علیه مسلمانان روهینگیا در ایالت راخین میانمار را «مصداق آشکار پاکسازی قومی» توصیف کرد.

*توضیح تصویر،ترامپ هدف از طرح خود را جلوگیری از زندگی مردم غزه بر ویرانه‌های جنگ توصیف کرده است

آیا پاکسازی قومی جنایت جنگی محسوب می‌شود؟

به گفته سازمان ملل، این اصطلاح در ارتباط با ماهیت مناقشات نظامی زمان معاصر رایج شد.

کمیسیون کارشناسان این سازمان گفته است که برخی شیوه‌های جابجایی اجباری جمعیت شامل تلاش برای متقاعد کردن مردم به ترک محل سکونت به منظور تسریع در تسلیم قوای نظامی یک کشور است. این شیوه‌ها شامل شکنجه، دستگیری، حبس، دست‌اندازی و تجاوز جنسی، تخریب اموال، سرقت، و هدف قرار دادن مراکز پزشکی سرزمین مورد نظر است.

برخی از این اقدامات از نظر فنی جنایات جنگی محسوب می‌شوند اما به گفته سازمان ملل، پاکسازی قومی طبق موازین حقوق بین‌الملل جنایت جنگی شناخته نمی‌شود.

از نظر فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای اراضی اشغالی فلسطینی، اسرائیل چندین دهه «در فضای مبهم جنگی، در تلاش برای پاکسازی قومی دستجمعی فلسطینیان بوده است.»

او با اشاره به واژه «نکبة» به معنای فاجعه که فلسطینیان برای توصیف وقایع سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ به کار می‌برند، گفت: «این خطر بزرگ وجود دارد که آنچه ما شاهد آن هستیم ممکن است تکرار نکبة ۱۹۴۸ باشد... اما درمقیاسی وسیع‌تر.»

تفاوت بین پاکسازی قومی و نسل‌کشی

درحالیکه براساس حقوق بین‌الملل، پاکسازی قومی مستقلا به عنوان جنایت جنگی به رسمیت شناخته نشده، نسل‌کشی به طور قطع جنایت جنگی محسوب می‌شود.

در سال ۱۹۴۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بررسی سیاست‌ دولت آلمان نازی در کشتار یهودیان در جریان هولوکاست، این اقدام را مصداق نسل‌کشی و جنایت جنگی اعلام کرد.

براساس تعریف سازمان ملل، نسل‌کشی شامل «اعمالی است که به قصد نابودی کلی یا جزیی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌شود.»

این اعمال شامل کشتن یا آسیب جدی به گروه‌های خاص، ایجاد شرایط زیستی به منظور نابودی فیزیکی یک گروه، جلوگیری از تولد جدید در یک گروه یا انتقال اجباری کودکان از یک گروه به گروه دیگر است.

ژان کامباندا، نخست وزیر پیشین رواندا، اولین رئیس دولت بود که چهار سال قبل در یک دادگاه بین‌المللی در ارتباط با نقشش در قتل عام بیش از یک میلیون نفر از قوم توتسی و اعضای میانه‌رو قوم هوتو درسال ۱۹۹۸ مجرم شناخته شد.

عنصر «نیت»

اما تعریف سازمان ملل همچنین حاوی مفهومی است که عنصر «روانی» جرم نامیده می‌شود، یعنی در ارتکاب نسل‌کشی باید «نیت یا قصد نابودی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی» وجود داشته باشد.

عامل «نیت» است که تفاوت اساسی بین پاکسازی قومی و نسل‌کشی را ایجاد می‌کند.

درحالیکه در نسل‌کشی هدف اولیه نابودی فیزیکی یک گروه قومی یا مذهبی از مردم است، هدف اصلی پاکسازی قومی اخراج آنها و ایجاد سرزمینی است که ساکنان آن از نظر نژادی یا قومی همگن باشد.

https://www.bbc.com/persian/articles/cx241jr9n71o

۱۴۰۳ دی ۲۹, شنبه

واکنش گزارشگر ویژه سازمان ملل به حکم اعدام پخشان عزیزی

 گزارشگر ویژه حکم اعدام پخشان عزیزی را محکوم کرد

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۲۵ دی، از تایید حکم اعدام پخشان عزیزی، فعال مدنی و مددکار اجتماعی محبوس در زندان اوین توسط دیوان عالی کشور ابراز نگرانی کرد.

خانم ساتو، ضمن بازنشر بیانیه ۱۴ ژانویه گروهی از کارشناسان سازمان ملل در شبکه اجتماعی «ایکس»، به گزارش‌ها درباره شکنجه خانم عزیزی در سلول انفرادی و محروم بودن او از محاکمه عادلانه و دسترسی به وکیل مدافع اشاره کرد.

او نوشت که پرونده پخشان عزیزی منعکس‌کننده آزار و اذیت گسترده‌تر زنان فعال از اقلیت‌های قومی درایران است.

گروهی از کارشناسان مستقل حقوق بشر روز سه‌شنبه ۱۴ ژانویه ۲۰۲۵ در بیانیه‌ای، نگرانی جدی خود را از تصمیم دیوان عالی ایران برای تأیید حکم اعدام خانم پاخشان عزیزی، فعال زن کُرد و مددکار اجتماعی، ابراز کردند.

این کارشناسان اظهار داشتند: «اتهامات مطرح‌شده علیه خانم پاخشان عزیزی به سطح “جدی‌ترین جرائم” که طبق حقوق بین‌الملل برای صدور حکم اعدام الزامی است، نمی‌رسد.» آن‌ها افزودند: «حکم اعدام وی نقض جدی حقوق بین‌الملل حقوق بشر است

پخشان عزیزی درتاریخ ۴ اوت ۲۰۲۳ (۱۳مرداد ۱۴۰۲) توسط نیروهای اطلاعاتی ایران درتهران بازداشت و به مدت پنج ماه در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری شد. در تاریخ ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۴ (۲ مرداد ۱۴۰۳)، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام «بغی (اقدام مسلحانه علیه حکومت)» و «عضویت در گروه‌های مخالف» به اعدام محکوم کرد و به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) نیز به چهار سال حبس محکوم شد. در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۲۵ (۱۸ دی ۱۴۰۳)، شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور حکم اعدام وی را تأیید کرد.

کارشناسان گفتند: «دستگیری و محکومیت خانم عزیزی ظاهراً تنها به دلیل فعالیت‌های مشروع او به‌عنوان مددکار اجتماعی، از جمله حمایت از پناهجویان در عراق و سوریه بوده است

آنها با ابراز نگرانی از گزارش‌هایی مبنی بر این‌که خانم عزیزی در سلول انفرادی تحت شکنجه شدید روانی و جسمی برای گرفتن اعتراف قرار گرفته و همچنین از حق ملاقات با خانواده و دسترسی به وکیل منتخب خود محروم شده است، هشدار دادند. کارشناسان همچنین اشاره کردند که چند نفر از اعضای خانواده خانم عزیزی نیز به‌طور موقت بازداشت شده و با اتهامات امنیتی مواجه شده‌اند که احتمالاً با هدف تحت فشار قرار دادن او برای اعتراف بوده است.

آن‌ها افزودند: «استفاده از شکنجه برای گرفتن اعتراف و محرومیت از حقوق دادرسی عادلانه، حکم اعدام خانم عزیزی را ماهیتی خودسرانه می‌بخشد

کارشناسان با نگرانی شدید خاطرنشان کردند که تعداد کل اعدام‌ها در ایران در سال ۲۰۲۴ از ۹۰۰ مورد فراتر رفته است و اعدام زنان نیز افزایش یافته است. آن‌ها بر لزوم توقف اعدام‌هایی که با الزامات حقوق بین‌الملل مغایرت دارند و ناقض حقوق و آزادی‌های اساسی هستند، تأکید کردند.

این کارشناسان گفتند: «ما به‌شدت نگران هدف قرار دادن خاص فعالان زن کُرد با اتهامات سیاسی هستیم.» آن‌ها افزودند: «پیگرد قانونی خانم عزیزی نشان‌دهنده تشدید سرکوب فعالان زن اقلیت در ایران است و ادامه روندی است برای مجازات و ساکت کردن آن‌ها از طریق ایجاد فضای ترس

کارشناسان از مقامات ایرانی خواستند که فوراً حکم اعدام خانم پخشان عزیزی را لغو کنند، اتهامات مربوط به شکنجه و نقض حقوق دادرسی عادلانه را مورد تحقیق قرار دهند و به آزار و هدف قرار دادن فعالان زن در ایران پایان دهند. این کارشناسان در این خصوص با دولت ایران در ارتباط هستند.

https://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/more/118662/

۱۴۰۳ دی ۲۸, جمعه

اعتراض تشکل‌ های مستقل به احکام اعدام

اعتراض تشکل‌های مستقل کارگری، فرهنگی وبازنشستگان به احکام اعدام

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار بیانیه ای در روز ۲۷ دی ماه، با تاکید بر اعتراض گسترده ی تشکل های کارگری و فرهنگی به تایید حکم اعدام پخشان عزیزی خاطرنشان کرده است: اعتراض‌های تشکل‌ها وگروه‌های مستقل درکشور، بیانگر هم‌راستا بودن تشکل‌های مستقل کارگری، معلمی و بازنشستگان درمقابله با سرکوب و اعدام است. ما کارگران و زحمتکشان درسراسر کشور باید در کنار جنبش مستقل کارگری، با صدای بلند مخالفت خود را با اعدام به هر بهانه‌ای اعلام کنیم. دراین بیانیه آمده است:

تأیید حکم اعدام پخشان عزیزی، مددکار وفعال بشردوست، ازسوی دیوان عالی کشور، واکنش‌های گسترده‌ای را به همراه داشته است. این حکم درشرایطی صادر شده که ایرادات حقوقی وشواهد موجود در پرونده به‌طور کامل نادیده گرفته شده‌اند. فعالیت‌های پخشان عزیزی، که در راستای امدادگری وکمک به آوارگان جنگی، به‌ویژه زنان و کودکان انجام شده بود، به‌طور ناعادلانه وبراساس سناریوسازی‌های ساختگی ازسوی دستگاه قضایی به‌عنوان مصداق بغی قلمداد شده است.

چهار تشکل مستقل، شامل سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، گروه اتحاد بازنشستگان، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری وکارگران بازنشسته خوزستان، با انتشار بیانیه‌ای این اقدام دستگاه قضایی را به‌شدت محکوم کرده‌اند. آن‌ها تأکید کرده‌اند که چنین احکامی تنها نشان‌دهنده تداوم سیاست سرکوب وخشونت ساختاری جمهوری اسلامی برای سرکوب مخالفان وایجاد ترس در جامعه است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نیز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که سکوت دربرابر چنین احکام ظالمانه‌ای، به معنای همراهی با بی‌عدالتی و ظلم است.

همچنین تعدادی از تشکل‌های صنفی معلمان، شامل انجمن صنفی فرهنگیان اسلام‌آباد غرب، کانون صنفی معلمان اسلامشهر، کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز، کانون صنفی معلمان بوشهر، کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، انجمن صنفی معلمان فارس، و تشکل‌های معلمان کوردستان (سنندج، سقز و زیویه، مریوان و سروآباد) و مازندران، به صدور و تأیید احکام اعدام، از جمله برای زندانیان سیاسی مانند مجاهد کورکور، پخشان عزیزی، مهدی حسنی و بهروز احسانی اعتراض شدید کرده‌اند و از جامعه خواسته‌اند که برای توقف اعدام‌ها، فارغ از نوع اتهام یا گرایش فکری زندانیان، اقدام جمعی انجام دهد.

دیگر تشکل‌های مستقل بازنشستگان، از جمله شورای بازنشستگان و اتحاد بازنشستگان، از تمام فعالان، تشکل‌ها و مردم آزادی‌خواه خواسته‌اند تا با اتحاد و اقدام جمعی، در دفاع از زندانیان محکوم به اعدام و توقف چرخه خشونت و سرکوب، موضع قاطع اتخاذ کنند.

سندیکا بار دیگر تأیید حکم اعدام پخشان عزیزی توسط دیوان عالی کشور و دیگر احکام اعدام را محکوم کرده و خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام علیه پخشان عزیزی، بهروز احسانی، مهدی حسنی، وریشه مرادی، مجاهد کورکور و سایر محکومان به اعدام است. چنان‌که در بیانیه ۲۴ دی‌ماه خود تأکید کرده ایم، ما با هرگونه «مجازات اعدام» به‌عنوان اقدامی غیرانسانی و ابزاری سرکوب‌گرانه قاطعانه مخالف هستیم.

اعتراض‌های تشکل‌ها و گروه‌های مستقل در کشور، بیانگر هم‌راستا بودن تشکل‌های مستقل کارگری، معلمی و بازنشستگان در مقابله با سرکوب و اعدام است. برخلاف تشکل‌های دست ساز حکومتی که به نام کارگران، معلمان و بازنشستگان، درخدمت منافع حاکمیت وتوجیه‌کننده سرکوب‌گری‌های آن عمل می‌کنند، تشکل‌های مستقل با وجود فضای سرکوب و خفقان، و علی‌رغم زندانی‌شدن و آزار و اذیت اعضای خود، خواستار لغو فوری و بدون قید و شرط این احکام ناعادلانه و پایان دادن به سیاست‌های سرکوبگرانه حاکمیت علیه فعالان کارگری، معلمی، دانشجویی، مدنی و سیاسی هستند.

ما کارگران و زحمتکشان درسراسر کشور باید درکنار جنبش مستقل کارگری، با صدای بلند مخالفت خود را با اعدام به هر بهانه‌ای اعلام کنیم. «مجازات اعدام» نه‌تنها ناقض حق حیات است، بلکه تلاش جمعی ما برای عدالت اجتماعی، برابری و حق زندگی شایسته را نیز زیر پا می‌گذارد و به عقب می‌راند.

نه به اعدام

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه۲۷ دی ۱۴۰۳

*برگرفته اخبار روز، پنجشنبه 27 دی 1403

 https://akhbar-rooz.com/1403/10/27/6268/