۱۳۹۶ اسفند ۲۶, شنبه

اعلامیه جهانی حقوق زبانی

ترجمه: علی دده بیگلو ، به مناسبت روز جهانی زبان مادری- ٢٠٠۵  
مقدمات
موسسات و تشکیلات غیردولتی، امضاء کنندگان “بیانیه جهانی حقوق زبانی” حاضر، گردهم آمده از۶ تا ٩ ژوئن١٩٩۶ دربارسلونا؛
با در نظر گرفتن “اعلامیه جهانی حقوق بشر” مورخ ١٩۴٨، که در مقدمه اش اعتقاد خود را به “برابری حقوق پایه ای بشر، کرامت و ارزش افراد انسانی وحقوق برابر مرد و زن” بیان مینماید؛ و نیز درماده دوم خود که اعلام میکند “همه افراد، بدون در نظر گرفتن “نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، دین، باورهای سیاسی و یا دیگر باورها، منشاء ملی و یا اجتماعی، مالکیت، محل تولد و یا خصوصیات دیگر”، دارای همه حقوق و آزادیها میباشند”؛
با در نظر گرفتن “عهدنامه بین المللی حقوق سیاسی و مدنی” ١۶ دسامبر ١٩۶۶ (ماده ٢٧) ، و “عهدنامه بین المللی حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی” به همان تاریخ، که در مقدمه های خود بیان مینمایند آحاد نوع بشر نمیتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنکه شرایطی فراهم گردد که آنها را قادر به اعمال و بهره برداری از هر دوی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود نماید؛ 
با درنظر گرفتن “قطعنامه ١٣۵-۴٧”، ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومی سازمان ملل متحد که “بیانیه در حقوق افراد متعلق به اقلیتهای ملی، ائتنیکی، دینی و زبانی” را تصویب نمود؛
با در نظر گرفتن اعلامیه ها و توافقنامه های (کنوانسیونهای) مجمع اروپا مانند “کنوانسیون اروپائی برای حفظ حقوق بشر و آزادیهای اساسی”، به تاریخ ۴ نوامبر ١٩۵٠ (ماده ١۴)؛ “کنوانسیون شورای وزیران مجمع اروپا” به تاریخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢، که “مقاوله نامه (چارتر) اروپائی برای زبانهای منطقه ای و یا اقلیتی” را تصویب نمود؛ “اعلامیه در باره اقلیتهای ملی” تهیه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاریخ ٩ اکتبر ١٩٩٣؛ و “کنوانسیون چهارچوب برای محافظت از اقلیتهای ملی” نوامبر ١٩٩۴؛ 
با در نظر گرفتن “بیانیه انجمن بین المللی قلم در سانتیاگو د کومپوستلا” و “بیانیه ١۵ دسامبر ١٩٩٣ کمیته حقوق زبانی و ترجمه ای انجمن جهانی قلم، در رابطه با پیشنهادی برای برگزاری کنفرانسی جهانی در موضوع حقوق زبانی”؛
با درنظر گرفتن این امر که درشهر رسیف برزیل، “اعلامیه ٩ اکتبر ١٩٨٧ دوازدهمین سمینار انجمن بین المللی برای توسعه تفاهم و ارتباط بین فرهنگها”، به سازمان ملل متحد توصیه نمود که گامهای لازم را برای تصویب واجرای اعلامیه جهانی حقوق زبانی بردارد؛
با درنظر گرفتن “کنوانسیون ١۶٩ سازمان جهانی کار” مورخه ٢۶ ژوئن ١٩٨٩ درباره مردمان بومی و طائفه ای درکشورهای مستقل؛
با توجه به “اعلامیه جهانی حقوق جمعی خلقها”، بارسلونا، می ١٩٩٠، که اعلام نمود همه خلقها، در درون چهارچوبهای سیاسی متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ، زبان و قواعد سازمانیابی خویش و در نهایت از حق پذیرش و دارا بودن نهادهای حکومتی، ارتباطاتی، تحصیلی و سیاسی خود برخوردار میباشند؛
با در نظر گرفتن “بیانیه نهائی پذیرفته شده در همایش عمومی فدراسیون جهانی معلمان زبان مدرن” در شهر پچ (مجارستان) به تاریخ ١۶ آگوست ١٩٩١، که به شناخته شدن رسمی حقوق زبانی به عنوان حقوق پایه ای انسانی توصیه نموده بود؛
با در نظر گرفتن “گزارش کمیسیون شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد، ٢٠ آوریل ١٩٩۴ ” در ارتباط با طرح “اعلامیه در حقوق خلقهای بومی” که به حقوق فردی در پرتو حقوق جمعی نظر میکند؛
با در نظر گرفتن طرح “بیانیه کمیسیون حقوق بشر بین آمریکائی در باره مردمان بومی”، مصوب نشست ١٢٧٨ به تاریخ ١٨ سپتامبر ١٩٩۵؛
با در نظر گرفتن اینکه اکثریت زبانهای در خطر نابودی، متعلق به گروههای مردمانی میباشند که از حق حاکمیت ملی خود برخوردار نیستند و اینکه عوامل اصلی که از توسعه این زبانها ممانعت کرده و به روند جایگزینی زبانی دیگر به جای آنها شتاب میبخشند، عبارتند از نبود حکومتهای خودگردان آنها و سیاست دولتها، که ساختارهای سیاسی و اداری و زبان خود بر آنها را تحمیل مینمایند؛
با در نظر گرفتن اینکه حمله نظامی، مستعمره نمودن، اشغال و دیگر نمونه های به انقیاد در آوردن اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، اغلب اوقات شامل تحمیل مستقیم زبانی خارجی بوده و یا حداقل، تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار  نموده و موجب ایجاد آنچنان رفتارهای زبانی سلسله ای میگردند که وفاداری زبانی متکلمین به آنها را از بین میبرند؛
و با در نظر گرفتن اینکه زبانهای برخی از خلقهائی که حاکمیت ملی خود را بتازگی بدست آورده اند، متعاقبا و در نتیجه سیاستی که زبان قبلی قدرتهای استعماری و یا امپریالیستی را مقدم میشمارد، در روند جانشینی زبانی در میغلطند؛
با در نظر گرفتن اینکه جهانی شدن میبایست بر اساس تلقی ای از تنوع زبانی و فرهنگی، غالب آمده بر روندهای یکسانسازی و تجرید حذفی زبانها و فرهنگها، بنیاد گذارده شود؛
با در نظر گرفتن این نکته که به منظور تامین نمودن همزیستی صلح آمیز بین جمعیتهای زبانی، میبایست اصولی عمومی یافت شوند که تشویق و ارتقاء موقعیت و احترام به همه زبانها و کاربرد اجتماعی آنها در محیطهای عمومی و خصوصی را تضمین نمایند؛  
با در نظر گرفتن اینکه عوامل گوناگون با ماهیتهای غیرزبانی (عاملهای تاریخی، سیاسی، سرزمینی، جمعیت شناسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و اجتماعی-زبانی و عوامل دیگر مربوط به رفتارهای جمعی) مسائلی را ایجاد میکنند که منجر به نابودی، به حاشیه رانده شدن و یا انحطاط زبانهای بیشمار میگردند، و نیز برای اینکه بتوان راه حل های مناسبی برای هر مورد خاصی اعمال نمود، حقوق زبانی میبایست به طوری همه جانبه بررسی گردند؛
با اعتقاد به اینکه “اعلامیه جهانی حقوق زبانی”، به منظور تصحیح عدم توازنهای زبانی در پرتو تضمین احترام و توسعه کامل همه زبانها، و پایه گذاری اصولی برای صلح و برابری عادلانه زبانی در سراسر جهان به عنوان عاملی کلیدی در حفظ روابط اجتماعی موزون، مورد نیاز میباشد؛ادامه در لینک زیر